علي الجلابي الهجويري الغزنوي
27
كشف المحجوب ( فارسى )
سنّت بفضل آن ناطقست و بيشترى از امّت بران مجتمعاند * و اندر حكايات يافتم كى روزى جنيد و ابن عطا رح * را درين مسئله سخن همىرفت ابن عطا دليل آورد بر آنك اغنيا فاضلترند كه با ايشان به قيامت حساب كنند و حساب شنوانيدن كلام بىواسطه باشد اندر محلّ عتاب و عتاب از دوست بدوست باشد جنيد كفت اكر به اغنيا حساب كنند از درويشان عذر خواهند و عذر فاضلتر از عتاب حساب و اينجا لطيفهء عجب است كوئيم كى اندر تحقيق محبّت عذر بيكانكى باشد و عتاب مخالفت و دوستان اندر محلّى باشند كه اين هر دو اندر احوال ايشان آفت نمايد از انك عذر بر موجب تقصيرى بود كه اندر حقّ دوست كرده باشد چون دوست حقّ خود از وى * طلب كند او از وى عذر خواهد و عتاب بر موجب تقصيرى بود كى رفته باشد اندر فرمان دوست آنكاه دوست بدان تقصير وى عتاب كند و اين هر دو نيز محال باشد و در جمله مطالب باشند فقرا بصبر و اغنيا بشكر و اندر تحقيق دوستى نه دوست از دوست چيزى طلبد و نه دوست فرمان دوست ضايع كند پس ظلم من سمّى ابن آدم اميرا و قد سمّاه ربّه فقيرا آن را كى نامش از حقّ فقيرست اكرچه اميرست فقيرست هلاك كشت آنك پندارد كه وى نه اسيرست اكرچه جايكاهش تخت و سريرست ازيراك اغنيا صاحب صدقه بوند و فقرا صاحب صدق و هركز صدق چون صدقه نباشد پس اندر حقيقت فقر سليمان چون غناء سليمان بود از آنچ ايّوب را اندر شدّت صبرش كفت نِعْمَ